عشق مامان + عشق بابا = ... تو ...

هفته بیست و چهارم...

سلام دختر قشنگم... ثانیه ثانیه که میگذره دلم برات تنگتر میشه و انتظار دیدنت برام جذابتر  لحظه لحظه عمرم رو به شوق دیدن روی ماهت دارم سپری میکنم و لگد زدنات و شیطنت هات شده زیباترین لحظه های زندگیم  از ته دل ارزو میکنم این حس قشنگ نصیب همه بشه.خدایا ممنونتم بخاطر همچین روزگار قشنگیییییییییییییییییییییی دخترم پریروز با بابایی رفتیم ازمایشگاه رازی واسه دادن ازمایش گلوکز.دوازده ساعت ناشتا بودم.و دوبارم ازم خون گرفتن.فردا نتیجه ازمایش اماده میشه.ایشالا همه چی خوبه به امید خدا دیروز هم رفتیم برات سرویس چوب خوشکلللللل سفارش دادیم و اولین خرید سیسمونیت شروع شد .ایشالا دوهفته دیگه میارن تو اتاقت جوجوی من .الهییییییی روزی بشه که ...
6 خرداد 1394
1